نظريه های مختلف در مورد پيدايش رشته کوه ها

نحوه تشكيل كوه ها همواره مورد توجه بشر بوده است . اما تا اواسط قرن بيستم پاسخ قانع كننده اي براي اين پرسش وجود نداشت. با پايان يافتن قرون وسطي و جانشين شدن ديدگاه هاي علمي به جاي فلسفي، انگاره انقباض زمين و ايجاد چين و چروك در پوسته دليل ايجاد رشته كوه ها به شمار مي رفت .
جيمز هال در نيمه قرن ۱۹انگاره جديدي را براي رشته كوه هاي آپالاش مطرح كرد كه به " انگاره زمين ناوديس" شهرت يافت. بر اساس اين نظريه فرونشست تدريجي بخشي از پوسته زمين به جمع شدن توالي ضخيمي از رسوبات منجر مي شود. اين گودال " زمين ناوديس" ناميده مي شود. پس از رسوبگذاري ، زمين ناوديس به صورت يك رشته كوه چين خورده ، بالا آمده و فرسايش مي يابد.
در اوايل قرن ۲۰آلفرد وگنر " انگاره جابجايي قاره اي " را براي تشكيل رشته كوه ها مطرح كرد. از نظر او رشته كوه ها در لبه پيشرو قاره اي كه بر روي بستر دريا حركت مي كند بوجود مي آيند. با ارائه اين نظريه ، توجه پژوهشگران از نيرو هاي قائم بوجود آورنده رشته كوه ها به نيرو هاي افقي معطوف شد.
تا اينكه در سال ۱۹۷۱ ديووي و برد در مقاله " كمربند هاي كوهستاني و زمين ساخت جديد جهاني " توضيح مناسبي را جهت پيدايش رشته كوه ها عنوان نمودند كه بعدا مفصلا توضيح داده خواهد شد.



   + سید مجید میر کاظمیان - ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٢