انگاره زمين ناوديس

در سال ۱۸۵۹جيمز هال يكي از اصول اوليه زمين شناسي را بنا نهاد. هال متوجه شد كه لايه هاي رسوبي سيستم پالئوزوئيك در شمال آپالاش ( غرب امريكا) ضخامتي در حدود ۱۰برابر نواحي مجاور داشته و همچنين دگرشكل نيز شده اند. ضخامت رسوبات در آپالاش به حدود ۱۲۵۰۰متر مي رسد در حاليكه در مي سي سي پي كل ضخامت آن حدود ۱۵۰۰متر است. نكته جالب اين است كه ضخامت زياد رسوبات را بيشتر سنگ هايي تشكيل مي دهند كه در درياي كم عمق نهشته شده اند. به نظر هال وارد شدن رسوبات زياد به حوضه رسوبي در حين رسوبگذاري باعث چين خوردن آنها شده است. از آنجا كه رسوبات كم عمق به صورت رشته كوه در آمده اند، بنابراين حوضه بايد در زير رسوبات فرونشست (Subsidence) كرده باشد.
در سال ۱۸۷۳جيمز دانا واژه " زمين ناوديس" را در مورد مناطق اوليه كمربند هاي كوهزايي بكار برد و بر اساس انگاره ايزوستازي توضيح ساده جيمز هال را در مورد فرونشست زياد ناشي از بارگذاري رسوبات رد كرد.
چرا كه رسوبات چگالي كمتري نسبت به پوسته زيرين خود داشته و نمي توانند با بار كم خود باعث فرونشيني شوند. دانا زمين ناوديس را حاصل نوعي ناپايداري پوسته در نظر گرفت و معتقد بود كه خميده شدن پوسته در زير زمين ناوديس ها عامل اوليه فرونشيني و رسوبگذاري رسوبات ضخيم بوده است. او معتقد بود كه اين گودال بين قاره و اقيانوس واقع بوده و رسوبات كربناتي و آواري درياي كم عمق در آن نهشته مي شوند و معمولا فاقد سنگ هاي آتشفشاني است.
بر خلاف هال و دانا زمين شناسان اروپايي عقيده داشتند كه زمين ناوديس ها گودال هاي ژرفي دربستر دريا ها بوده و منشا بيشتر رسوبات آنها آبهاي عميق است. بعدا با مطالعه رشته كوه هاي آلپ آنها اظهار كردند كه زمين ناوديس مي تواند علاوه بر حاشيه قاره ها در درون قاره نيز بوجود آيد. از نظر زمين شناسان اروپايي يك گودال براي تشكيل زمين ناوديس بايد داراي ويژگي هاي زير باشد.
۱- طول آن بيش از دو برابر عرض آن باشد.
۲- آهنگ انباشت رسوبات در آن هر ميليون سال بيش از 13 متر باشد.
۳- پي سنگ زيرين آن بايد در حين انباشت رسوبات فرونشست كند.
در سال ۱۹۲۳اسشرت نخستين رده بندي زمين ناوديس ها را انجام داد و بعدا استيل رشته كوه هايي را كه صرفا از سنگ هاي رسوبي تشكيل شده بودند را در نوعي زمين ناوديس به نام " ميوژئوسن كلينال (Miogeosynclinal)" قرار داد. استيل عنوان كرد كه اين رشته كوه ها فقط از رسوباتي مثل سنگ آهك، شيل، ماسه سنگ و كنگلومرا در محيطي كم عمق تشكيل شده اند( مثل زاگرس و كپه داغ). او زمين ناوديس هايي را كه در توالي چينه اي آنها سنگ هاي آذرين دروني و بيروني وجود دارد را " يوپئوسن كلينال (Eugeosynclinal) " ناميد( مانند البرز). در بيشتر موارد در يك كمر بند كوهزايي ميوژئوسن كلينال و يوژئوسن كلينال در كنارهم قرار مي گيرند و توسط يك توده خشكي كه " توده مياني (Median mass) " ناميده مي شود از يكديگر جدا مي شوند.
مجموعه يك ميوژئوسن كلينال و يوژئوسن كلينال و توده مياني را يك " زمين ناوديس كامل (Orthogeosynclinal) " مي نامند.


   + سید مجید میر کاظمیان - ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ تیر ۱۳۸٢